عبد الحي حبيبى

549

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

اجازت داد ، كه اطلاع آن را به حضور خليفه نويسد . پس درين صورت اصحاب بريد ، ناظران اعمال و مفتشان دولت بودند . و اگر كسى در ولايتى علم خود مختارى بر مىافراخت ، رابطهء بريد را با مركز خلافت قطع مىنمود . چنانچه مامون در هنگام سكونت خراسان ، چون نام برادرش امين را از خلافت برانداخت رابطهء بريد خراسان را هم با او بريد . اهميت صاحب بريد در دستگاه خلافت آنقدر بود ، كه منصور خليفهء عباسى گفتى : دربار من به چهار تن ضرورت دارد : قاضى كه در راه خدا از دشنام مردم نترسد ، دوم صاحب شرطه كه ناتوان را از توانا نگهدارد . سوم خراج‌گيريكه بر رعايا ستم نكند . چهارم صاحب بريديكه اخبار اين سه را بدرستى به من نويسد . اصحاب بريد همواره مردم معتمد دربار مقرر مىشدند ، و ايشان راههاى بريد را از راهزنان حفظ ميكردند ، و جواسيس خويش را بهر سو مىفرستادند ، و اطلاعات لازمه را از راه كوتاه و اسرع مراكب ارسال ميكردند . دولت عباسى 930 راه پوسته رو داشت كه مصارف كاركنان و ستوران آن تا 100 ، 159 دينار سالانه ميرسيد ، و در عصر امويان ، مصرف بريد تا چهار مليون درهم بود . « 1 » بهر صورت ادارهء پست در عصر خلفاى عباسى در تمام كشور ايشان و مخصوصا در خراسان موجود بود ، و ما وجود آن را در عصر امويان نيز در خراسان مىيابيم . بدين معنى كه در سنه 80 ه 699 م هنگاميكه رتبيل شاه سيستان و زابلستان در مقابل فاتحان عرب مقاومت داشت ، عبد الرحمن بن محمد با سپاه عرب برين كشور بتاخت ، و رتبيل با ايشان ده بده و قلعه به قلعه جنگ مىكرد ، و پس مىنشست . ولى عبد الرحمن پيش ميرفت ، و در هر شهرى كه ميگرفت ، عاملى را با همكارانش مىگماشت ، و در بين شهرى تا شهر ديگر بريدها را تأسيس ميكرد . « 2 » ازين روايت طبرى ظاهر است ، كه در سنه 80 ه هم بين فاتحان عرب وضع بريد

--> ( 1 ) - تاريخ تمدن اسلامى 1 / 180 ( 2 ) - طبرى 5 / 141